به نام خدا
نقد يك برنامه تلويزيوني، احتايج به شناخت ابزار و مواد اين رسانه عظيم و گسترده دارد و بيگدار نبايد به تحليل و بررسي برنامههاي تلويزيوني پرداخت.
منظور از پرداخت، تحليل و بررسي برنامه هاي تلويزيون، نگاه به قاب و چهارچوبي است كه از آن منظر به برنامههاي تلويزيوني به تماشا مينشينيم و ما ناگزير از اين قضيه هستيم و ناديده انگاشتن اين امر، نشان از عدم شناخت اين رسانه و ابزاري جدي و هدفمند براي تحليل آن است.
بدين جهت برنامه "آن روي سكه" كه از شبكه يك سيما، بعدازظهر پخش ميشود به نقد ميگذاريم و از ابعاد گوناگون در موردش صحبت ميكنيم.
مؤلفههاي تحليل و نقد يك برنامه تلويزيوني، مؤلفههايي هستند برخاسته از ابزارها و قابليتهاي تصويري كه در يك وحدت تصويري، خود را به به مخاطب تحميل ميكنند. اين مؤلفهها عبارتند از:
1- متن
2- كارگرداني
3- طراحي صحنه و لباس
4- دوربين و حركتهاي آن
5- صدا و افكتها
6- نور
آن روي سكه، يك برنامه مسابقهاي است كه ميان يك گروه ،بچههاي تهراني و يك گروه در شهرستانهاي ديگر ايران برگزار ميشود. در اين مسابقه، گروههاي شركتكننده در استديوها از طريق تلويزيون LCD با يكديگر در ارتباط هستند.
در اين برنامهها كه مبنا را بر اساس نوعي نمايش و ديالوگهاي شاد كه مجري براي فعال نشان دادن برنامهها در طول مسابقه گذاشته است، روند مسابقه را جلو ميبرد.
اين مسابقه براي گروه سني نوجوان و جوان طراحي شده و نوع رفتارهاي مجري كه هم تركيبي از نمايش و طنزهاي لحظهاي است، به لحاظ در نظر گرفتن روانشناسي اين گروه سني ميباشد.
حال اگر بخواهيم با اين ويژگيها به نقد برنامه بنشينيم، بايد بگوييم هر بايد ديد برنامه تلويزيوني در قدم اول براي چه گروه سني تهيه و توليد ميشود. زيرا اين امر خصوصيات و هدفمندي خاصي را به برنامه ميبخشد كه در تمامي ساختار برنامه تأثير خود را به جا ميگذارد. چون يك برنامه كه براي نوجوانان يا جوانان طراحي ميشود، تنها با ادا و شكلكهاي تصنعي و خالي از احساس و به دور از اصول بازيگري نه تنها در جذب مخاطب موفق نميشود، بلكه لطمه جبرانناپذيري به برنامه وارد ميكند. در حالي كه در اين برنامه تنها يك مجري نياز نيست؛ بلكه به يك بازيگر تئاتر بيشتر نياز است تا يك مجري كه از نكات دقيق بازيگري و ديالوگ هيچ اطلاعي ندارد.
در زمينه نوع لباس اصلا به فضاي برنامه نميخورد و جدا افتاده از آن است و بر خلاف فضاي فانتزي دكور و ساختار برنامه، خيلي رسمي و كلاسيك ديده ميشود كه كارگردان در اين امر ميتواند دخالت كند و با مشورت يك طراح لباس، ميتوان به مجري برنامه، شخصيت خوب و متوازن با فضاي برنامه داده شود.
در اين ميان فضاي صحنه اجراي برنامه از عوامل مهم و تأثيرگذار در كل برنامه و علاوه بر آن تصويرهاي تلويزيوني ميباشد كه به گونهاي فعال و انرژيزا عمل ميكند. ولي در اين برنامه فضاي معماري و صحنهاي آنگونه كه بايد، با مقطع سني، روانشناسي و جامعهشناختي مخاطب هيچ ارتباط فكري و محتوايي و فرميك ندارد و طراح صحنه اين برنامه با قصد ايجاد حركت و نشاط، رنگ و عناصر مختلف در ساختاري غيرمتعارف اصلا دكوري تلويزيوني و تصويري را به وجود نياورده و از نظر ساختار تنها به اشغال فضا دست زده است.
از نظر رنگ هيچ همنشيني منطقي ميان رنگهاي دكور ديده نميشود.در حالي كه يكي از مسائل مهم رنگ در دكور استفاده از ريتم رنگ و بالانس است.
اما در دكور برنامه آن روي سكه، استفاده از نيروهاي مؤثر در كاربرد زيباييشناسي رنگ به طور جدي صورت نگرفته و يا طراحصحنه اين مسائل را به درستي درك نكرده است.
نور در اين برنامه تنها براي روشن كردن دكور مورد استفاده قرار گرفته و ما هيچ سايه و روشني در صحنه نداريم.نميدانيم اول مجري را ببنيم، يا دكور را و سطح صحنه بسيار شلوغ است.
براي صحنه و مجري بايد در اينگونه برنامهها نور، خيلي فانتزي طراحي شود تا فضاي برنامه را به خوبي نشانگر باشد.
ديالوگهاي مجري و اداي او بدون طراحي و تمرين است و متن قوي براي اينگونه برنامه نوشته نميشود و واژههايي از دهان مجري بيرون ميآيد كه ادبيات محاورهاي و روزمره ما را دچارخدشه ميسازد.
تنها بايد گفت متن مسابقه برنامه از يك روند معقول برخوردار است و در حالي كه براي متن سوالها هم اگر دقت بيشتري انجام گيرد روند برنامه با نشاط و طراوت خاصي جلو ميرود. چون بعضي از سوالها آنقدر تكراري و كليشهاي هستند كه جذابيت و تقابل و تضاد ميان دو گروه را خدشهدار ميكند.
زمانبندي برنامه با توجه به نوع و كاركرد برنامه به نوعي منطقي است و نميتوان از آن ايراد گرفت، چون زمان آن نوعي جذابيت خاص از نظر از دست دادن زمان برنامه براي شركتكنندهها و بينندهها ايجاد ميكند.
سورنا رضوانيه
چند شب پيش توي وسایل بازي و كتابهاي مهمون كوچولوي خونمون،عليسان،يك كتاب پيدا كردم با اين عنوان:مامان بيا،جيش دارم...هدف كتاب رفتن به دستشويي براي 1تا3ساله هاست!كتاب رو خوندم و كلي خنديدم....دست خودم نبود!خيلي خنديدم....نقاشيهاي كتاب در نوع خودش بي نظيره و شما هم ببينيد ميتركيد از خنده!حالا شعرهاي كتاب رو با توضيحي درباره نقاشيهاش نوشتم كه حتما بخونيد:
مامان بيا،جيش دارم
فوريه خيلي كارم
لگن بيار زود برام
تا خيس نشه شلوارم
در اين صفحه پسر بچه يه دستش را بالا برده و دست ديگرش پشتش است...و مامانش رو صدا ميكنه!
***
فيل به اين بزرگي
لگن به اين كوچيكي
پاهاش چه چاق و گندست
اين آقا فيلي خيكي!
فيلي قهوه اي را تجسم كنيد كه روي يك لگن به اندازه يك ليوان آب خوري نشسته...
***
زرافه خيلي نازه
پاهاش چقدر درازه
ناراحته،چون كه نيست
لگن براش اندازه
زرافه اي افسرده روي لگن نشسته و به دوردست نگاه ميكند!
***
خط خطيه گورخر
از نوك پا تا به سر
بايد بشينه روي
يك لگن بزرگتر
تو مايه هاي همون زرافه...
***
اين سگ ما خال خاليست
خالهاي او قهوهايست
خودش بايد بدونه
كه جاش رو اين لگن نيست
سگه همچين داره حال ميكنه انگار تو لگن تمام طلاي اميرقطر نشسته و داره كار خرابي ميكنه!
***
.
.
.
***
ادامه پيدا ميكنه تا اينجا كه ميگه:
اون طرف اين لگن
افتاده شلوار من
مامن بدو،زود بيا
تموم شده كار من
پرشده باز اين لگن
بايد كه خاليش كنم
تا اين كه دفعه بعد
دوباره توش جيش كنم
در اينجا كودك با كنجكاوي تمام داخل لگن رو نگاه ميكنه....!
تا حالا با دقت به پيامهاي صرفه جويي صداوسيما(رسانه ملي)توجه كرده ايد؟
1_در مصرف آب صرفه جويي كنيد!(چون خشكسالي شده!){پس اون همه برف چرا اومد؟}
2_در مصرف برق صرفه جويي كنيد!(چون آب نيست!)
3_در مصرف بنزين صرفه جويي كنيد!(با اينكه سهميه بندي شده و بنزين سوپر هم 550تومن شده!)
4_در خريد كردن صرفه جويي كنيد و به انداره نياز خريد كنيد!(مثلا روزي 600گرم برنج!){البته تو اين گروني برنج كي ميتونه50كيلو يك جا بخره؟}
5_در مصر ف گاز صرفه جويي كنيد!
در مصرف آب بايد هميشه صرفه جويي كنيم،چراكه آب خوردن،شستن و .... همه از نوع خوراكي هستن!
در مصرف برق بايد صرفه جويي كنيم،چون كشورهايي كه از ما برق ميخرند راحت باشن!
گاز هم كه داره صادر ميشه...
در مصرف بنزين صرفه جويي كنيم،چون بايد با ارز وارد كشور بشه و كارخانجات توليد خودرو،مثل {...} خودرو توليد كنند!
در خريد كردن صرفه جويي كنيم،چراكه اگر زياد بخريم فاكتور نجومي ميشه و متوجه گراني بيش از حد اجناس بازار ميشيم!
حالا يك سوال!چرا هيچوقت دولت يا همون رسانه ملي،نميگه زياد پاي تلوزيون نشينيد؟؟؟يا اينكه زياد از تلفن ثابت و تلفن همراه استفاده نكنيد؟؟؟؟
استفاده زياد از برنامه هاي مثلا مفرح رسانه ملي،آدم رو افسرده ميكنه!يه نگاهي به مقالاتي كه در هفته نامه سلامت چاپ ميشن،ميتونه كاملا آدم رو متقاعد كنه!
با استفاده زياد از تلفن همراه و ثابت و نشستن 24ساعته پاي جعبه جادويي،دولت جمهوري اسلامي رو بيش از پيش به اهداف مورد نظر برسونيد....خداييش،هر دوماه،چقدر پول قبض تلفن و شارژ كارت ايرانسل و تاليا و همراه اول ميديد؟؟؟
امروز داشتم با دقت به كتاب روزنامه نگاري نوين نگاه ميكردم.
توي فهرست فيپاي اين كتاب،تاريخ چاپ اول كتاب رو زده:1325!چاپ چهارم:1383!يعني واقعا اين كتابي كه ما الان تو سال 1387 داريم ميخونيم و ازش كلي روزنامه نگاري نوين،ياد ميگيريم ،سال1325 نوشته شده؟؟؟
دونكته خيلي ذهنم رو مشغول كرده....
اولي اينكه واقعا اين كتاب اينقدر جامع و كامل هستش كه كسي نتونسته جديد ترش رو بنويسه؟؟؟
دومي اينكه آيا بعد از گذشت اين همه سال،هنوز هم اين كتاب نوينه يا اينكه نياز به تاليف يك كتاب كاملتر احساس ميشه؟
اميدوارم بتونم جواب سوالهام رو بگيرم....كاش زودتر به فهرستش نگاه ميكردم!
طراحي لوگوي جديد سايت گوگل،»نو به اين فكر انداخت كه وبلاگ رو آپديت كنم!!!با اين همه رفت و آمد بين اراك و تهران و كارهاي عملي و دنبال جزوه و كتاب بودن،ديگه نميتونم زود به زود وبلاگ خودم رو به روز كنم....وبلاگ گروه ارتباطات اجتماعي ايران،تقريبا زود به زود آپديت ميشه!آدرس وبلاگ اينه:
www.socialcommunication.blogfa.com
ديگه چيزي براي گفتن ندارم...جز اينكه بگم به لوگوي جديد گوگل نگاه كنيد اگر تا الان نديديد!!!

ایرانیان مشهور مقیم آمریکا
فرزاد ناظم (شرکت یاهو)
پروفسور علی جوان (کاشف لیزر هلیمی)
امید کردستانی (گوگل)
پیر امیدیار (ای بی e-bay)
پروفسور لطفیزاده (استاد دانشگاه آمريكا و پدر منطق فازی)
ماریا خرسند (رئیس شرکت اریکسون)
وحید تارخ (مخترع کدهای فضا-زمان در مخابرات)
آندره آغاسی (قهرمان تنیس)
حسین اسلامبلچی(رئيس شرکت مخابرات آمریکا AT&T)
بیژن داوری (معاون ارشد شرکت آیبیام)
انوشه انصاری (رئیس موسسه فناوری تلکام و حامی مالی جایزه انصاری)
فیروز نادری (مدیر پروژهٔ مریخنورد ناسا)
محمد جمشیدی (استاد دانشگاه و عضو همکار در برخی از پروژههای ناسا)
آزیتا ولینیا (استاد فیزیک دانشگاه در آمریکا و عضو پژوهشگران ناسا)
آزاده تبازاده (دانشمند ایستگاه فضایی ناسا)
کریستین امانپور (رئیس بخش خبری سیانان در آمریکا)
شهره آغداشلو (بازیگر)
فریار شیرزاد (معاون وزارت بازرگانی آمریکا و دستیار ریاست جمهوری آمریکا در کاخ سفید)
کتیا فلکشاهی (مدیر شرکت NEA)
بيژن پاكزاد (بزگترين سازندهٔ عطر و طراح لباس جهان)
آسیه نامدار (گوینده اخبار در سیانان)
محسن معظمی (معاون ارشد شرکت سیسکو سیستم)
رودی بختیار (از مجریان خبری در سیانان)
قابل توجه كليه دوستان ارتباطات :
Cd سمپلها مربوط به درس گرافيك و صفحه آرايي،كه امروز توسط استاد برغشي،معرفي شد نزد اينجانب ميباشد.
همكلاسيهاي عزيزي كه تمايل به خريد اين مجموعه دارند،تقاضا ميكنم به متن پايين توجه كنند:
*تعداد cd ها 10عدد ميباشد.
*رايت cd هاي اين مجموعه،توسط شركت انفورماتيك قرن21 ،و با دستگاههاي مخصوص تكثيرCD انجام ميشود و داراي ضمانت ميباشد.
*لطفا دوستاني كه تمايل به خريد دارند هرچه زودتر از طريق وبلاگ يا ايميل اطلاع رساني كنند.
*قيمت مجموعه 4800 تومان ميباشد.كه نقدا دريافت ميشود.
*هيچ سود مادي به اينجانب سورنا نميرسد.
با سلام خدمت کلیه دوستان عزیز...این مطلب رو توی Group social_communications دیدم...و از اونجایی که شاید خیلی از دوستان عزیز عضو گرو نباشن،گفتم بهتره توی وبلاگ قرار بدم تا سایرین هم ازش استفاده کنن...مخصوصا دوستان عزیز ورودی84 (از جمله خودم) که این ترم واحدهای "اقناع و تبلیغ" و "تجزیه و تحلیل برنامه های رادیو و تلویزیون" رو دارند...در ضمن از استاد اردستانی به خاطر این مطلب تشکر می کنم.(از طرف کلیه خوانندگان وبلاگ).
چگونه آگهي تجاري يا تبليغات بازرگاني را تجزيه و تحليل کنيم؟
درون تبليغات بازرگاني يا آگهي هاي تجاري که روز و شب در ميان شهر و خيابان ها و حتي کوچه هامان، در فروشگاه ها و مراکز خريدمان، در رسانه ي ملي مان، تلويزيون و حتي راديو مي بينيم و گاه مي شنويم، فراتر از آنيست که چشم ظاهر ديده و گوشي شنيده است.آگهي موثر همچون ديگر گونه هاي ارتباطي درصورتي به بهترين نحو عمل مي کند که نيازها و اميال و خواسته ها ي مصرف کننده ي پذيرا را به يکديگر پيوند دهد- پيوند و رابطه اي که هم مي تواند حسي و بصري باشد و هم بسيار حساب شده..
پرسش هايي که در ادامه ي نوشتار بدان پرداخته ايم، به پروراندن آگاهي نسبت بدان فرايند ياري رسانست.مي توان آنها را در گروه هاي کاري بصورت مباحثه و يا بصورت فردي در تحليل تبليغات بکاربست.با يافتن پاسخ هايي براي اين پرسش ها، از کشف پيام ها و معناهاي موجود شگفت زده خواهيد شد.
جو فضا يا زمينه ي کلي آگهي چيست؟ چه حالت يا وضعيتي را بوجود مي آورد؟ چگونه آنرا بوجود مي آورد؟_1
طراحي اين آگهي چگونه است؟ آيا از تعادل مرکزي يا گونه هاي ديگر بهره برده است؟
2_عناصر يا مولفه هاي اساسي آن چگونه چيده شده، مرتب گشته اند؟
3_رابطه ي ميان عناصر تصويري و مواد و موضوعات نوشتاري چيست و اين امر چه چيزي را براي ما بازگو مي کند؟
4_نحوه ي استفاده از فضا در آگهي چگونه است؟ آيا" فضاي سفيد" در آن بسيار است يا پر از عناصر و اشکال گرافيکي و نوشتارست؟
5_چه نشانه ها و نمادهايي در آن يافت مي کنيم؟ آنها در اثرگذاري آگهي چه نقشي را ايفا مي کنند؟
6_اگر در آگهي اشخاصي( اعم از انسان، مرد، زن، کودک و يا حيوان) وجود دارد، چه ويژگي هايي دارند؟ درباب حالات چهره، ژست و قيافه ها، مدل و حالات مو، سن، جنس، رنگ مو، قوميت، تحصيلات، شغل، روابط آنها با يکديگر و... چه مي توان گفت؟
7_پيش زمينه ي طرح آگهي چه چيزي را براي ما بازگو مي کند؟ رويداد آگهي در کجا رخ مي دهد و اين پيش زمينه چه معنايي بدنبال دارد؟
چه عمل/ کنشي در آگهي رخ مي دهد و چه معنايي بدنبال دارد؟(اين امر ممکنست تحت عنوان plot/8_ موقعيت يا طرح آگهي /توصيف شود.
9_چه درون مايه اي/هايي را مي توان در آگهي مزبور يافت؟ موضوع آگهي چيست؟( پلات يا طرح يک آگهي ممکنست شامل مرد و زني ياشد که درحال نوشيدن اند لکن درون مايه ي آن مي تواند حسادت، خيانت، آرزو، عشق و... باشد).
10_در باب زبان بکار رفته در آگهي چه مي توان گفت؟ آيا واقعا اطلاعاتي را فراهم نموده يا سعي دارد تا نوعي واکنش عاطفي را توليد کند؟ و يا هردو؟ چه فنوني توسط مبلغ بکار گرفته شده: طنز، جناس کلمات، تشبيه، کنايات جنسي و...؟
11_اندازه و نوع قلم بکار رفته در نوشتار آگهي چيست و چه تاثيراتي را منتقل مي کند؟
12_چه آيتم/ موضوعي مورد تبليغ واقع شده و نقش آن فقره در فرهنگ و جامعه ي ايراني چيست؟
13_در باب داوري زيباشناختي چه مي توان گفت؟ اگر آگهي مزبور يک قطعه عکس است، نماي آن از چه نوعي است؟ نماهاي بلند/لانگ شات/، متوسط/ مديوم شات/ و نماي نزديک/ کلوزآپ/ هر يک چه معنا و اثري بدنبال دارند؟ در باب نور، استفاده از رنگ، و زاويه ي نما يا ديد چه مي توان گفت؟
14_چه نگرش هاي جامعه شناختي، سياسي، اقتصادي، يا فرهنگي بطور مستقيم و غير مستقيم در آگهي منعکس شده است؟ يک آگهي ممکنست درباره ي يک جفت جين آبي باشد لکن بطور غير مستقيم امکان آنست که به موضوعاتي چون تبعيض جنسي، از خود بيگانگي، تفکر قالبي/ کليشه اي، همرنگي با جماعت، تضاد و شکاف بين نسل ها، تنهايي و انزوا، نخبه گرايي و تمايز ميان فرهنگ والا و فرهنگ عامه پسند و غيره دامن زند.
برگرفته اي آزاد از کتاب آرتورآسابرگر پروفسور ارتباطات دانشگاه سان فرانسيسکو امريکا با عنوان:
Signs in Contemporary Culture: An Introduction to Semiotics
حسين سرفراز
http://cacs. persianblog. ir/post/40
این مطلب یکی از نوشته های خودمه که برای درس تجزیه و تحلیل برنامه های رادیو و تلویزیون آماده کرده بودم و چون توی کلاس خوندمش،توی وبلاگ قرار می دم تا سایرین هم استفاده کنند و نظر بدن...
نيم نگاهي به مجموعه "مرد هزار چهره"
مجموعه تلويزيوني "مرد هزار چهره" مجموعهاي موفق و در خور توجه است.اين مجموعه بر اساس داستان "پخمه"از طنز پرداز مشهور ترك "عزيز نسين" ساخته و پرداخته شده است.عزيز نسين،طنز پردازي باهوش است كه مسايل اجتماعي آن روز تركيه را در قالب داستانهاي طنز كوتاه و بلند به رشته تحرير در آورده است."پخمه"كه داستاني بلند از اين نويسنده است،سرگذشت آدمي را بيان ميكند كه نا خواسته و ناخودآگاه در مسير جريانهايي قرار ميگسرد كه نه تنها به او و زندگي اش مربوط نميشود،بلكه آنقدر از زندگيواقعي او فاصله دارند كه به هيچ روي قابل انطباق با او نيست.آنچه داستان ميگويد به سرنوشت و تقدير ويا به قول قديميها پيشاني نوشت برميگردد.يعني آن كه انسان بدون آنكه از خود ارده اي داشته باشد در مسيرهايي ميافتد كه زندگي عادي و روزمره او را تحتالشعاع قرار ميدهد.به عبارت ديگر داستان از بيارادگي انيان در نبرد زندگي حرف ميزندواين كه داستان زندگي انسان در جاي ديگري نوشته شده است و انسان بي جهت در تلاش است با تقدير در افتد و يا آن را تغيير دهد.صرف نظر از اين عقيده عمومي و رايج ميتوان قبول داشت كه انسان در بسياري از رخدادهاي زندگي خود دخيل نيست و دستي اورا به جلو هل ميدهد.
كارمند اداره ثبت احوال شيراز در پي آزمندي و طمعكاري پدر زن آينده خود به تهران ميآيد تا حساب پسانداز پسر خانواده را كه دور از وطن زندگي ميكند خالي كند.اواز آن جهت براي اينكاردر نظرگرفته ميشود كه شباهت زيادي با پسر خانواده دارد.اما اولين نتقطه ضعف مجموعه نيز در همينجارقم ميخورد.چه طور دختر خانواده كه قصد ازدواج با كارمند ثبت احوال را دارد و همكار او نيز هست متوجه اين شباهت زياد نشده است!اما پدر خانواده خيلي راحت به اين موضوع پي ميبرد؟به هر حال كارمند ثبت احوال به تهران ميآيد تا حساب را خالي كند اما از آنجا كه برنده جايزه ويژه شده است مجبور به اقامت در تهران ميشود و در مراسم جايزه خود به دوست دوران نوجواني پسر خانواده بر ميخورد و به اصرار او در خانه وي اقامت ميكند و ماجراهايي برايش در آن خانه و بيمارستان پدرآن خانواده برايش پيش ميآيدكه مجبور به فرار ميشودوناخواسته در رختكن به لباس يك افسر ارشد نيروي انتظامي در ميآيد.نقطه ضعف دوم مجموعه نيز پس ازلو رفتن وي در پي دريافت عكس افسر از طريق نمابر شكار ميشود.عكس افسراصلي نشان از آدمي تنومند دارد!چه طور لباس اين افسربه تن كارمند ثبت احوال ميرود آن هم با خوش دوختي و اين كه ساك محتوي لباس آن افسر چرا در گوشه اي به حال خود رها شده است؟كارمند ثبت احوال كه حالا يك افسر ارشد و رييس كلانتري است كم كم در حال و هواي شغل خود قرار ميگيرد و دست به كارهايي ميزند كه جاي تامل دارد.سازنده مجموعه در اينجا به يكي از مثبت ترين داستان اشاره ميكند و آن اين كه اگز قدرت مهار نشود و يا به حال خود رها باشد چه مسايلي را به دنبال مياورد.كارمند ثبت احوال ديروز و افسر ارشد امروزدر پي لو رفتن بار ديگر به فرار ميشود و اين بار سر از يك انجمن ادبي در ميآورد.اين انجمن كه نشان از يك تعداد آدم بي كاره و بيعار دارد نقطه مثبت ديگر داستان است و آن اينكه ادبيات امروز ما به دست چه كساني افتاده است و چه كساني خود را سكاندار ادبيات امروز ما ميدانند.
قهرمان داستان بار ديگر مجبور به گريز ميشود و باز ناخواسته درمسير ديگري قرارميگيرد.اوبايد كسي را به قتل برسانداما از آنجا كه آدم سالمي است و روح لطيفي نيز دارد نزد او ميرودتا واقعيت را بيان ميكند.وبه دنبال يكسري ماجرا،باز از آن مهلكه نيز ميگريزد.
سرانجام نيز،بدست پليس گرفتار ميشود اما مشمول عفو دادگاه ميشود.آنچه كه در رابطه با دادگاه او بايد گفت،نگرش متفاوت و بعضا افكار عمومي نسبت به قهرمان داستان است كه بدون اطلاعات و آگاهي كافي،نسبت به او قضاوت ميكنند و اين غم انگيزترين قسمت ماجراست...