به نام خدا
نقد يك برنامه تلويزيوني، احتايج به شناخت ابزار و مواد اين رسانه عظيم و گسترده دارد و بيگدار نبايد به تحليل و بررسي برنامههاي تلويزيوني پرداخت.
منظور از پرداخت، تحليل و بررسي برنامه هاي تلويزيون، نگاه به قاب و چهارچوبي است كه از آن منظر به برنامههاي تلويزيوني به تماشا مينشينيم و ما ناگزير از اين قضيه هستيم و ناديده انگاشتن اين امر، نشان از عدم شناخت اين رسانه و ابزاري جدي و هدفمند براي تحليل آن است.
بدين جهت برنامه "آن روي سكه" كه از شبكه يك سيما، بعدازظهر پخش ميشود به نقد ميگذاريم و از ابعاد گوناگون در موردش صحبت ميكنيم.
مؤلفههاي تحليل و نقد يك برنامه تلويزيوني، مؤلفههايي هستند برخاسته از ابزارها و قابليتهاي تصويري كه در يك وحدت تصويري، خود را به به مخاطب تحميل ميكنند. اين مؤلفهها عبارتند از:
1- متن
2- كارگرداني
3- طراحي صحنه و لباس
4- دوربين و حركتهاي آن
5- صدا و افكتها
6- نور
آن روي سكه، يك برنامه مسابقهاي است كه ميان يك گروه ،بچههاي تهراني و يك گروه در شهرستانهاي ديگر ايران برگزار ميشود. در اين مسابقه، گروههاي شركتكننده در استديوها از طريق تلويزيون LCD با يكديگر در ارتباط هستند.
در اين برنامهها كه مبنا را بر اساس نوعي نمايش و ديالوگهاي شاد كه مجري براي فعال نشان دادن برنامهها در طول مسابقه گذاشته است، روند مسابقه را جلو ميبرد.
اين مسابقه براي گروه سني نوجوان و جوان طراحي شده و نوع رفتارهاي مجري كه هم تركيبي از نمايش و طنزهاي لحظهاي است، به لحاظ در نظر گرفتن روانشناسي اين گروه سني ميباشد.
حال اگر بخواهيم با اين ويژگيها به نقد برنامه بنشينيم، بايد بگوييم هر بايد ديد برنامه تلويزيوني در قدم اول براي چه گروه سني تهيه و توليد ميشود. زيرا اين امر خصوصيات و هدفمندي خاصي را به برنامه ميبخشد كه در تمامي ساختار برنامه تأثير خود را به جا ميگذارد. چون يك برنامه كه براي نوجوانان يا جوانان طراحي ميشود، تنها با ادا و شكلكهاي تصنعي و خالي از احساس و به دور از اصول بازيگري نه تنها در جذب مخاطب موفق نميشود، بلكه لطمه جبرانناپذيري به برنامه وارد ميكند. در حالي كه در اين برنامه تنها يك مجري نياز نيست؛ بلكه به يك بازيگر تئاتر بيشتر نياز است تا يك مجري كه از نكات دقيق بازيگري و ديالوگ هيچ اطلاعي ندارد.
در زمينه نوع لباس اصلا به فضاي برنامه نميخورد و جدا افتاده از آن است و بر خلاف فضاي فانتزي دكور و ساختار برنامه، خيلي رسمي و كلاسيك ديده ميشود كه كارگردان در اين امر ميتواند دخالت كند و با مشورت يك طراح لباس، ميتوان به مجري برنامه، شخصيت خوب و متوازن با فضاي برنامه داده شود.
در اين ميان فضاي صحنه اجراي برنامه از عوامل مهم و تأثيرگذار در كل برنامه و علاوه بر آن تصويرهاي تلويزيوني ميباشد كه به گونهاي فعال و انرژيزا عمل ميكند. ولي در اين برنامه فضاي معماري و صحنهاي آنگونه كه بايد، با مقطع سني، روانشناسي و جامعهشناختي مخاطب هيچ ارتباط فكري و محتوايي و فرميك ندارد و طراح صحنه اين برنامه با قصد ايجاد حركت و نشاط، رنگ و عناصر مختلف در ساختاري غيرمتعارف اصلا دكوري تلويزيوني و تصويري را به وجود نياورده و از نظر ساختار تنها به اشغال فضا دست زده است.
از نظر رنگ هيچ همنشيني منطقي ميان رنگهاي دكور ديده نميشود.در حالي كه يكي از مسائل مهم رنگ در دكور استفاده از ريتم رنگ و بالانس است.
اما در دكور برنامه آن روي سكه، استفاده از نيروهاي مؤثر در كاربرد زيباييشناسي رنگ به طور جدي صورت نگرفته و يا طراحصحنه اين مسائل را به درستي درك نكرده است.
نور در اين برنامه تنها براي روشن كردن دكور مورد استفاده قرار گرفته و ما هيچ سايه و روشني در صحنه نداريم.نميدانيم اول مجري را ببنيم، يا دكور را و سطح صحنه بسيار شلوغ است.
براي صحنه و مجري بايد در اينگونه برنامهها نور، خيلي فانتزي طراحي شود تا فضاي برنامه را به خوبي نشانگر باشد.
ديالوگهاي مجري و اداي او بدون طراحي و تمرين است و متن قوي براي اينگونه برنامه نوشته نميشود و واژههايي از دهان مجري بيرون ميآيد كه ادبيات محاورهاي و روزمره ما را دچارخدشه ميسازد.
تنها بايد گفت متن مسابقه برنامه از يك روند معقول برخوردار است و در حالي كه براي متن سوالها هم اگر دقت بيشتري انجام گيرد روند برنامه با نشاط و طراوت خاصي جلو ميرود. چون بعضي از سوالها آنقدر تكراري و كليشهاي هستند كه جذابيت و تقابل و تضاد ميان دو گروه را خدشهدار ميكند.
زمانبندي برنامه با توجه به نوع و كاركرد برنامه به نوعي منطقي است و نميتوان از آن ايراد گرفت، چون زمان آن نوعي جذابيت خاص از نظر از دست دادن زمان برنامه براي شركتكنندهها و بينندهها ايجاد ميكند.
سورنا رضوانيه
چند شب پيش توي وسایل بازي و كتابهاي مهمون كوچولوي خونمون،عليسان،يك كتاب پيدا كردم با اين عنوان:مامان بيا،جيش دارم...هدف كتاب رفتن به دستشويي براي 1تا3ساله هاست!كتاب رو خوندم و كلي خنديدم....دست خودم نبود!خيلي خنديدم....نقاشيهاي كتاب در نوع خودش بي نظيره و شما هم ببينيد ميتركيد از خنده!حالا شعرهاي كتاب رو با توضيحي درباره نقاشيهاش نوشتم كه حتما بخونيد:
مامان بيا،جيش دارم
فوريه خيلي كارم
لگن بيار زود برام
تا خيس نشه شلوارم
در اين صفحه پسر بچه يه دستش را بالا برده و دست ديگرش پشتش است...و مامانش رو صدا ميكنه!
***
فيل به اين بزرگي
لگن به اين كوچيكي
پاهاش چه چاق و گندست
اين آقا فيلي خيكي!
فيلي قهوه اي را تجسم كنيد كه روي يك لگن به اندازه يك ليوان آب خوري نشسته...
***
زرافه خيلي نازه
پاهاش چقدر درازه
ناراحته،چون كه نيست
لگن براش اندازه
زرافه اي افسرده روي لگن نشسته و به دوردست نگاه ميكند!
***
خط خطيه گورخر
از نوك پا تا به سر
بايد بشينه روي
يك لگن بزرگتر
تو مايه هاي همون زرافه...
***
اين سگ ما خال خاليست
خالهاي او قهوهايست
خودش بايد بدونه
كه جاش رو اين لگن نيست
سگه همچين داره حال ميكنه انگار تو لگن تمام طلاي اميرقطر نشسته و داره كار خرابي ميكنه!
***
.
.
.
***
ادامه پيدا ميكنه تا اينجا كه ميگه:
اون طرف اين لگن
افتاده شلوار من
مامن بدو،زود بيا
تموم شده كار من
پرشده باز اين لگن
بايد كه خاليش كنم
تا اين كه دفعه بعد
دوباره توش جيش كنم
در اينجا كودك با كنجكاوي تمام داخل لگن رو نگاه ميكنه....!
تا حالا با دقت به پيامهاي صرفه جويي صداوسيما(رسانه ملي)توجه كرده ايد؟
1_در مصرف آب صرفه جويي كنيد!(چون خشكسالي شده!){پس اون همه برف چرا اومد؟}
2_در مصرف برق صرفه جويي كنيد!(چون آب نيست!)
3_در مصرف بنزين صرفه جويي كنيد!(با اينكه سهميه بندي شده و بنزين سوپر هم 550تومن شده!)
4_در خريد كردن صرفه جويي كنيد و به انداره نياز خريد كنيد!(مثلا روزي 600گرم برنج!){البته تو اين گروني برنج كي ميتونه50كيلو يك جا بخره؟}
5_در مصر ف گاز صرفه جويي كنيد!
در مصرف آب بايد هميشه صرفه جويي كنيم،چراكه آب خوردن،شستن و .... همه از نوع خوراكي هستن!
در مصرف برق بايد صرفه جويي كنيم،چون كشورهايي كه از ما برق ميخرند راحت باشن!
گاز هم كه داره صادر ميشه...
در مصرف بنزين صرفه جويي كنيم،چون بايد با ارز وارد كشور بشه و كارخانجات توليد خودرو،مثل {...} خودرو توليد كنند!
در خريد كردن صرفه جويي كنيم،چراكه اگر زياد بخريم فاكتور نجومي ميشه و متوجه گراني بيش از حد اجناس بازار ميشيم!
حالا يك سوال!چرا هيچوقت دولت يا همون رسانه ملي،نميگه زياد پاي تلوزيون نشينيد؟؟؟يا اينكه زياد از تلفن ثابت و تلفن همراه استفاده نكنيد؟؟؟؟
استفاده زياد از برنامه هاي مثلا مفرح رسانه ملي،آدم رو افسرده ميكنه!يه نگاهي به مقالاتي كه در هفته نامه سلامت چاپ ميشن،ميتونه كاملا آدم رو متقاعد كنه!
با استفاده زياد از تلفن همراه و ثابت و نشستن 24ساعته پاي جعبه جادويي،دولت جمهوري اسلامي رو بيش از پيش به اهداف مورد نظر برسونيد....خداييش،هر دوماه،چقدر پول قبض تلفن و شارژ كارت ايرانسل و تاليا و همراه اول ميديد؟؟؟
امروز داشتم با دقت به كتاب روزنامه نگاري نوين نگاه ميكردم.
توي فهرست فيپاي اين كتاب،تاريخ چاپ اول كتاب رو زده:1325!چاپ چهارم:1383!يعني واقعا اين كتابي كه ما الان تو سال 1387 داريم ميخونيم و ازش كلي روزنامه نگاري نوين،ياد ميگيريم ،سال1325 نوشته شده؟؟؟
دونكته خيلي ذهنم رو مشغول كرده....
اولي اينكه واقعا اين كتاب اينقدر جامع و كامل هستش كه كسي نتونسته جديد ترش رو بنويسه؟؟؟
دومي اينكه آيا بعد از گذشت اين همه سال،هنوز هم اين كتاب نوينه يا اينكه نياز به تاليف يك كتاب كاملتر احساس ميشه؟
اميدوارم بتونم جواب سوالهام رو بگيرم....كاش زودتر به فهرستش نگاه ميكردم!
طراحي لوگوي جديد سايت گوگل،»نو به اين فكر انداخت كه وبلاگ رو آپديت كنم!!!با اين همه رفت و آمد بين اراك و تهران و كارهاي عملي و دنبال جزوه و كتاب بودن،ديگه نميتونم زود به زود وبلاگ خودم رو به روز كنم....وبلاگ گروه ارتباطات اجتماعي ايران،تقريبا زود به زود آپديت ميشه!آدرس وبلاگ اينه:
www.socialcommunication.blogfa.com
ديگه چيزي براي گفتن ندارم...جز اينكه بگم به لوگوي جديد گوگل نگاه كنيد اگر تا الان نديديد!!!

قابل توجه كليه دوستان ارتباطات :
Cd سمپلها مربوط به درس گرافيك و صفحه آرايي،كه امروز توسط استاد برغشي،معرفي شد نزد اينجانب ميباشد.
همكلاسيهاي عزيزي كه تمايل به خريد اين مجموعه دارند،تقاضا ميكنم به متن پايين توجه كنند:
*تعداد cd ها 10عدد ميباشد.
*رايت cd هاي اين مجموعه،توسط شركت انفورماتيك قرن21 ،و با دستگاههاي مخصوص تكثيرCD انجام ميشود و داراي ضمانت ميباشد.
*لطفا دوستاني كه تمايل به خريد دارند هرچه زودتر از طريق وبلاگ يا ايميل اطلاع رساني كنند.
*قيمت مجموعه 4800 تومان ميباشد.كه نقدا دريافت ميشود.
*هيچ سود مادي به اينجانب سورنا نميرسد.
این مطلب یکی از نوشته های خودمه که برای درس تجزیه و تحلیل برنامه های رادیو و تلویزیون آماده کرده بودم و چون توی کلاس خوندمش،توی وبلاگ قرار می دم تا سایرین هم استفاده کنند و نظر بدن...
نيم نگاهي به مجموعه "مرد هزار چهره"
مجموعه تلويزيوني "مرد هزار چهره" مجموعهاي موفق و در خور توجه است.اين مجموعه بر اساس داستان "پخمه"از طنز پرداز مشهور ترك "عزيز نسين" ساخته و پرداخته شده است.عزيز نسين،طنز پردازي باهوش است كه مسايل اجتماعي آن روز تركيه را در قالب داستانهاي طنز كوتاه و بلند به رشته تحرير در آورده است."پخمه"كه داستاني بلند از اين نويسنده است،سرگذشت آدمي را بيان ميكند كه نا خواسته و ناخودآگاه در مسير جريانهايي قرار ميگسرد كه نه تنها به او و زندگي اش مربوط نميشود،بلكه آنقدر از زندگيواقعي او فاصله دارند كه به هيچ روي قابل انطباق با او نيست.آنچه داستان ميگويد به سرنوشت و تقدير ويا به قول قديميها پيشاني نوشت برميگردد.يعني آن كه انسان بدون آنكه از خود ارده اي داشته باشد در مسيرهايي ميافتد كه زندگي عادي و روزمره او را تحتالشعاع قرار ميدهد.به عبارت ديگر داستان از بيارادگي انيان در نبرد زندگي حرف ميزندواين كه داستان زندگي انسان در جاي ديگري نوشته شده است و انسان بي جهت در تلاش است با تقدير در افتد و يا آن را تغيير دهد.صرف نظر از اين عقيده عمومي و رايج ميتوان قبول داشت كه انسان در بسياري از رخدادهاي زندگي خود دخيل نيست و دستي اورا به جلو هل ميدهد.
كارمند اداره ثبت احوال شيراز در پي آزمندي و طمعكاري پدر زن آينده خود به تهران ميآيد تا حساب پسانداز پسر خانواده را كه دور از وطن زندگي ميكند خالي كند.اواز آن جهت براي اينكاردر نظرگرفته ميشود كه شباهت زيادي با پسر خانواده دارد.اما اولين نتقطه ضعف مجموعه نيز در همينجارقم ميخورد.چه طور دختر خانواده كه قصد ازدواج با كارمند ثبت احوال را دارد و همكار او نيز هست متوجه اين شباهت زياد نشده است!اما پدر خانواده خيلي راحت به اين موضوع پي ميبرد؟به هر حال كارمند ثبت احوال به تهران ميآيد تا حساب را خالي كند اما از آنجا كه برنده جايزه ويژه شده است مجبور به اقامت در تهران ميشود و در مراسم جايزه خود به دوست دوران نوجواني پسر خانواده بر ميخورد و به اصرار او در خانه وي اقامت ميكند و ماجراهايي برايش در آن خانه و بيمارستان پدرآن خانواده برايش پيش ميآيدكه مجبور به فرار ميشودوناخواسته در رختكن به لباس يك افسر ارشد نيروي انتظامي در ميآيد.نقطه ضعف دوم مجموعه نيز پس ازلو رفتن وي در پي دريافت عكس افسر از طريق نمابر شكار ميشود.عكس افسراصلي نشان از آدمي تنومند دارد!چه طور لباس اين افسربه تن كارمند ثبت احوال ميرود آن هم با خوش دوختي و اين كه ساك محتوي لباس آن افسر چرا در گوشه اي به حال خود رها شده است؟كارمند ثبت احوال كه حالا يك افسر ارشد و رييس كلانتري است كم كم در حال و هواي شغل خود قرار ميگيرد و دست به كارهايي ميزند كه جاي تامل دارد.سازنده مجموعه در اينجا به يكي از مثبت ترين داستان اشاره ميكند و آن اين كه اگز قدرت مهار نشود و يا به حال خود رها باشد چه مسايلي را به دنبال مياورد.كارمند ثبت احوال ديروز و افسر ارشد امروزدر پي لو رفتن بار ديگر به فرار ميشود و اين بار سر از يك انجمن ادبي در ميآورد.اين انجمن كه نشان از يك تعداد آدم بي كاره و بيعار دارد نقطه مثبت ديگر داستان است و آن اينكه ادبيات امروز ما به دست چه كساني افتاده است و چه كساني خود را سكاندار ادبيات امروز ما ميدانند.
قهرمان داستان بار ديگر مجبور به گريز ميشود و باز ناخواسته درمسير ديگري قرارميگيرد.اوبايد كسي را به قتل برسانداما از آنجا كه آدم سالمي است و روح لطيفي نيز دارد نزد او ميرودتا واقعيت را بيان ميكند.وبه دنبال يكسري ماجرا،باز از آن مهلكه نيز ميگريزد.
سرانجام نيز،بدست پليس گرفتار ميشود اما مشمول عفو دادگاه ميشود.آنچه كه در رابطه با دادگاه او بايد گفت،نگرش متفاوت و بعضا افكار عمومي نسبت به قهرمان داستان است كه بدون اطلاعات و آگاهي كافي،نسبت به او قضاوت ميكنند و اين غم انگيزترين قسمت ماجراست...
باسلام و تبريك به مناسبت سال جديد
دعا ميكنم براي همگي سال خوب و خوشي باشه و همراه با سلامتي و شادي و موفقيت.
من و پويا كايدپور،تا 15 فروردين به جنوب كشور مسافرت ميكنيم و من نميتونم وبلاگ رو به روز كنم.
اميدوارم به همگي خوش بگذره و از تعطيلات استفاده كنند.
خدا نگهدار تا 16 روز ديگه...![]()