چند شب پيش توي وسایل بازي و كتابهاي مهمون كوچولوي خونمون،عليسان،يك كتاب پيدا كردم با اين عنوان:مامان بيا،جيش دارم...هدف كتاب رفتن به دستشويي براي 1تا3ساله هاست!كتاب رو خوندم و كلي خنديدم....دست خودم نبود!خيلي خنديدم....نقاشيهاي كتاب در نوع خودش بي نظيره و شما هم ببينيد ميتركيد از خنده!حالا شعرهاي كتاب رو با توضيحي درباره نقاشيهاش نوشتم كه حتما بخونيد:
مامان بيا،جيش دارم
فوريه خيلي كارم
لگن بيار زود برام
تا خيس نشه شلوارم
در اين صفحه پسر بچه يه دستش را بالا برده و دست ديگرش پشتش است...و مامانش رو صدا ميكنه!
***
فيل به اين بزرگي
لگن به اين كوچيكي
پاهاش چه چاق و گندست
اين آقا فيلي خيكي!
فيلي قهوه اي را تجسم كنيد كه روي يك لگن به اندازه يك ليوان آب خوري نشسته...
***
زرافه خيلي نازه
پاهاش چقدر درازه
ناراحته،چون كه نيست
لگن براش اندازه
زرافه اي افسرده روي لگن نشسته و به دوردست نگاه ميكند!
***
خط خطيه گورخر
از نوك پا تا به سر
بايد بشينه روي
يك لگن بزرگتر
تو مايه هاي همون زرافه...
***
اين سگ ما خال خاليست
خالهاي او قهوهايست
خودش بايد بدونه
كه جاش رو اين لگن نيست
سگه همچين داره حال ميكنه انگار تو لگن تمام طلاي اميرقطر نشسته و داره كار خرابي ميكنه!
***
.
.
.
***
ادامه پيدا ميكنه تا اينجا كه ميگه:
اون طرف اين لگن
افتاده شلوار من
مامن بدو،زود بيا
تموم شده كار من
پرشده باز اين لگن
بايد كه خاليش كنم
تا اين كه دفعه بعد
دوباره توش جيش كنم
در اينجا كودك با كنجكاوي تمام داخل لگن رو نگاه ميكنه....!